غروری بیکران تر از عشق
غروری بیکران تر از عشق
کودک احساسش را به سخره گرفت
ومن در پی کشف مسئله سنگم و پای لنگ
کثیف تر از آنم اگر گویشی قبل از تو یاد کنم
تا به کی شیون کنان در پی مرگی دور دست ؟
تا به کی ضجه زنان در پی عشقی بی رنگ ؟
آهنگ نو ساز کنم گر
سکوت تو در امتداد بودن من همراه شود
و بنوازم بی تو ….
در غرورت بیش از این ذوب مشو
وبدان سکوت تو بهانه مغرورانه ای است
آگاه باش
و هوشیار
و بدان باز
بهشت ارزانی بها داران است و نی بهانه داران
بنای خشتی فرسوده غرورت را فرو ریز
تا عمارت خوش احساس تو را جاودانه سازد
احساس را بر زبان بران
لب بگشا و متروکه مباش
وبگو
که آنچه مرا می بازد
جهل من و تو نیست
لب بگشا و متروکه مباش
بیش از آنکه بنوازم بی تو…..
۱۳۸۸/۰۸/۱۲










salam
havijori dashtam dor mizadam to internet yeyho didamet
age hanoz to behtarin keshvare donya dari charkh mizani khoshhal misham bahat ye namjo gosh konam
agaram paridi ke dige ….
omidvaram khoda khafat kone
movazebe khdet nabash balki …. az dastet rahat shim