واسه درد دلم
واسه شستن لباس های صد لشکر
صد لشکر شکست خورده
شکست خورده و خسته
خسته و بی انگیزه
واسه آشوب های خیابانی
آشوب های خیابانی بی هدف
بی هدف و مضحک
مضحک و دلهره زا
واسه تحمل سلاح سکوت
سلاح سکوت وحشتناک و آرام
آرام و غمناک
غمناک و بیفرجام
واسه کنده کاری های داش فرهاد
داش فرهاد عاشق
عاشق و همدرد
همدرد و هم غم
واسه اعتراضات خیابانی خس و خاشاک
خس و خاشاک خشمگین
خشمگین و بی چاره
بی چاره و پشیمان
واسه غسل جنازه عاشق ترین احمق
عاشق ترین احمق و بد بخت
بد بخت و فلک زده
فلک زده و در مانده
واسه نبرد دو فرهنگ
دو فرهنگ مخالف و معکوس
معکوس و بی ربط
بی ربط و بی خود
واسه له کردن ته سیگار مشتی
مشتی و پیر
پیر و با حال
با حال و خموش
واسه خالی کردن یه کمپرس خاطره
خاطره های بی رحم
بی رحم و بی مرز
بی مرز و بی نظم
واسه کسل ترین لحظه مستی
مستی و بی هوشی
بی هوشی و بی خبری
بی خبری و بی اثری
واسه اعدام یه مشت بی تقصیر
بی تقصیر و بی تکلیف
بی تکلیف و بی همرزم
بی همرزم و بی همره
واسه نقش بستن عاج لاستیک ماشین عروس
ماشین عروس خوشگل
خوشگل و دیر آشنا
دیر آشنا و خائن
جایه مناسبی این روزها پیدا شده
ماله منه
بهش میگن
دل
۱۳۸۹/۱/۱۳










داشتم شعری میگفتمخیلی دورانی: تا اومد تموم بشه و رسیده بودم به اینجه که: «حتی کویر تف زد را سبز می کنیم» که دیدم جنگل شمال هم داره زرد میشه. حالا موندم این شعر را گردن کی بندازم.
می خواستم بگم میای با این شعرت عوضش کنیم. هرچی بخواهی سر میدهم. باور کن