بچگیها دود شد بر باد رفت

 

 

بچگیها دود شد بر باد رفت

خنده های کودکی از یاد رفت

 

کو ؟ کجا شد دوستیهای قشنگ

آن صفای خالص و بی مرز و جنگ

 

آن حیاط کوچک و آن حوض نور

شد ز چشمان سیاهم دور دور

 

آسمان در دست من پروانه بود

غصه ها پوشالی و افسانه بود

 

غم برایم ریگ و سنگ کوچه بود

گریه ام در حسرت آلوچه بود

 

باری ، دفترها همه بی ماهی است

بی گل مریم شبم مهتابی است

 

نیست در چشمم نشانی از سرور

نیست در قلبم گواهی از غرور

 

آه دلتنگم برای کودکی

آه بیزارم از این دلواپسی

 

خاطرم جویای آن طنازی است

آرزویم دیدن آن همبازی است

 

حضرت عباسی این حکومت کاش یه جورایی غم و غصه من یکی رو فیلتر میکرد

 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS

One Response to “بچگیها دود شد بر باد رفت”

  1. مثلند می‌گه:

    اسم شاعرش راهم بنویس عامو

Leave a Reply