به گلی که شیفته کرد ما را…

به گلی که شیفته کرد ما را…
تو نه دیگر آن دختر “میم مثل مادری” و نه زنی در “سنتوری”.حالا حتی بازیگری جوان و مستعد و دلکنده از سینمای بیمار ایران و در سودای هالیوود هم نیستی .دیگر همه چیز تمام شد.دیگر مهم نیست که بگویند فقط برای حجاب و [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

دختری از شهر ما آنسو گریخت؟!

(۱)
گفت دیدی آبروی شهر ریخت؟!
دختری از شهر ما آنسو گریخت؟!
رفت و گویی غیرت مارا ندید
کرد عریان پیکرش، آنسو پرید
سینمای هالیوود و بالیوود
کی بود بهتر ز جنگ و خون و دود؟
نادر از سیمین جدا شد جام برد
بعد آنجا با فلانی شام خورد
یا یتیمی مادرش شوهر نمود
جام دیگر را دگر جایی ربود
فیلمنامه این چنین بسیار هست
غرب میداند [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

ای دبستانی‌ترین احساس من

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درس‌های سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مکارو دزد دشت وباغ
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی با هوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز وسرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن میدرید

تا درون نیمکت جا میشدیم
ما [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

نامه ای به یک فاحشه

سلام فاحشه
تعجب کردی!؟… میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است!
اما میخواهم برایت بنویسم. شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه ای نان!
چه گناه کبیره ای…!
میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام
راستی روسپی!
از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

خاطرات پر مخاطره

 
 
این روز ها
هجوم بی منظره ترین خاطرات پر مخاطره
و لشکرفراموشی من در لشکرکشی به ظلمت آباد موطن
یکی منو Delet  کنه
 
۱۳۹۰/۰۲/۰۷

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

دیگر روزی نو

 
هر روز من  فردای نبودن توست
 
یا محول الجمیع الاحوال غیر لنا
حول حالنا الی یوم الآخر
والا به خدا ………..
 
Joyeux Nouvel An
 
ششم فروردین ماه یکهزار و سیصد و نود خورشیدی

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

سکوتم از رضایت نیست

 
امشب حال مرا تو نمی دانی
       .
       .
       .
       .
       .
       .

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

به یاد کهریزک

 
 
 
جوهر  ِ خشکیده   جنبش
جوابگوی ِ
همجواری ِ جانسوز  ِ جواهرات ِ جهاز جوزیدهِ جوانمردان ِ جوانمرگ ِ جو کوب شده ِ  جوخه ِ نشین جانباز
و
جا جا کنان ِ جادوگر  ِ جام باز ِ جاکش صفت  و همتای ِ جارچیان ِ جاروس ملات ِ جاموس نسب ِ کهریزک
نیست
 
هویدا برهانیست
چاقو را دسته خویش جازم لازم  نیست
 
جام ِ جان ِ [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

به یاد بامداد

 
دهمین سالگرد درگذشت احمد شاملو
 

هرگز از مرگ نهراسیده‌ام
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود.
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینی‌ست
که مزدِ گورکن
از بهای آزادیِ آدمی
افزون باشد.
 
 

 

جُستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتنِ خویش
بارویی پی‌افکندن ــ
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش‌تر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.
 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

بچگیها دود شد بر باد رفت

 

 
بچگیها دود شد بر باد رفت
خنده های کودکی از یاد رفت
 
کو ؟ کجا شد دوستیهای قشنگ
آن صفای خالص و بی مرز و جنگ
 
آن حیاط کوچک و آن حوض نور
شد ز چشمان سیاهم دور دور
 
آسمان در دست من پروانه بود
غصه ها پوشالی و افسانه بود
 
غم برایم ریگ و سنگ کوچه بود
گریه ام در حسرت آلوچه بود
 
باری [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

جای باشی مکش مرگ ما

 
 
خلوت و بی باک
 شبهای شما
غیــــــــــــــور
چونان کیاست گوتاما
بوک در رسد روزی مرا
آغوشتــــن ِ ماهاما
 
به بهشتن  و جلای جای باش
زاد بوم را به فرامشم
به جان شما
 
محصول معرفت فاحش
قیاس به وفور  هویدا
این ریال است و آن دراخما
 
هژیر
باش داشتن ِ مبهم جای باشی است
جای باشی مکش مرگ ما
 ۱۳۸۹/۰۳/۲۸
 
 پی نوشت :
دیدم زیادی فارسی رو پاس داشتم گفتم یه نمه توضیح بدم
غیور : حسادت [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

سال یکهزار و سیصد و چند

 
آغاز سال یکهزار و سیصد و چند
سفره چند سین ما
چند سکه از چندمین پادشاه
که نمی دانم نامش
سال چند را به ما تحویل می دهی ؟
من نمی خواهم چندین وارونه تحویلش بگیرم
 ایکاش چند سال دیگر تحویل می دادی
سال یکهزار و سیصد و چند را
بس کن
سه
دو
یک
 آغاز سال یکهزار و سیصد و چند
۱۳۸۸/۰۲/۰۷

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

واسه درد دلم

 
 
واسه شستن لباس های صد لشکر
صد لشکر شکست خورده
شکست خورده و خسته
خسته و بی انگیزه
 
واسه آشوب های خیابانی
آشوب های خیابانی بی هدف
بی هدف و مضحک
مضحک و دلهره زا
 
واسه تحمل سلاح سکوت
سلاح سکوت وحشتناک و آرام
آرام و غمناک
غمناک و بیفرجام
 
واسه کنده کاری های داش فرهاد
داش فرهاد عاشق
عاشق و همدرد
همدرد و هم غم
 
واسه اعتراضات خیابانی خس و [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

لب بگشا و متروکه نباش

 
 
تو دیگر گونه شده ای  آیا
یا خواستگار دیگر گونه ای شده ام ؟
بگو
لب بگشا و متروکه نباش
 
قلیان چیزی که نمی دانم
عذاب می دهد
واسطه تقلیل تویی
لب بگشا و متروکه نباش
 
 
ایکاش دیگر گونه ای بودی
و  کفگیر زمان باز هم بی صدا
لب بگشا و متروکه نباش
 
 
خواستم که باشم نه چنان که رودی
 یا وزش باردار جریانی ، پس
لب بگشا و [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

هم‌شاگردی سلام………

 
آقا حاظرم …… نمی دونم حاظرم چیکار کنم ولی دوست دارم یه کاری بکنم که یه بار دیگه اول مهر که میشه برم پشت میز مدرسه با دوستام بشینم و …………………… ای داد و ای بیداد
یاد اون روزها متن  دو تا از ترانه هایی که اول مهر از رادیو و تلویزیون پخش میشد روگذاشتم تا [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

زبان آتش و آهن

 
بدنبال خبری که از یکی از شاگردان استاد محمد رضا شجریان بدست آمده است ، استاد آواز ایران به تازگی اثری تحت عنوان زبان آتش و آهن با شعری از زنده یاد فریدون مشیری در دستگاه شور ضبط نموده اند .این اثر با آهنگسازی استاد شجریان و تنظیم مجید درخشانی با همکاری ارکستر سمفونیک و در دستگاه شور اجرا [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

دمش گرم نبود..

 
 
من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود
بنویسید صدا بود ولی نرم نبود
خانه در خاک و خدا داشت ، تماشایی بود
بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود
بنویسید که با ماه ،کبوتر می چید
از لب زاغچه ها بوسه ی باور می چید
بنویسید که با چلچله ها الفت داشت
اهل دل بود وَ با فاصله ها نسبت داشت
دلش از [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

افلاک که جز غم نفزایند دگر

 
روسری رقصنده با باد می روی در یاد بر بند رخت…
مائیم که می دویم از پی باد…
یا نمی دویم از پی باد
یا می رویم از یاد…
 دیگر پیرهن گلی ات را درار …
به مرو به میو  اینقدر دیگر
افلاک که جز غم نفزایند دگر
 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

همین………….

  
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد…
(همین)………….
 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

معشوق جان به بهار آغشته

 
 
معشوق جان به بهار آغشته منی
که موهای خیست را خدایان
بر سینه ام می ریزند و مرا خواب می کنند
یک روزَمی که روی شانه تو خواب می بَرَدم
معشوق جان به بهار آغشته منی
تو شانه بزن
با بوسه هایم تُک می زدم من دستهای تو را
من دست های تو را در چینه دانم مخفی نگاه داشتم
تو در گلوی [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

باز هم ای کاش

پرواز شب خراش شهابی در آسمان
پایان دلخراش دو چشم است در زمین
 
گر دوستی مرا تو
 ازین سان که من تو را
 زان پیشتر که در گذرم ، در گذشته باشی
 ای کاش
 
کاظم رحیمی‌نژاد -  پژوهشگر ادبی 
 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

یادش به خیر

 
 
یار رفت و عمر رفت و جمع ما پاشیده شد
راستی خوش عشرتی بود ای خدا یادش به خیر
 
می رسد روزی که از من هم نماند غیر یاد
آن زمان بر تربتم گویی که ها ! یادش به خیر
 
 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

از فرانسه نومیدم

از فرانسه نومیدم که در قرن نوزدهم و بیستم
مهد زایش مکاتب متعدد هنری
در شعر و رمان و کل فرهنگ بود
ولی به ناگهان قلم ها به دور انداخته شد
و آدامس جای آن را گرفت!
ژان پل سارتر
ژاک پره ور
سیمون دوبوار
فلوبر ویکتور هگو
قهرمانان ملی فرانسه که فخر دوران نیز بودند
به پیرس و هانری و زیدان و پلاتینی تبدیل [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

شعری از برتولت برشت

 
اول به سراغ یهودی‌ها رفتند
من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم
پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند
من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم
آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند
من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم
سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید
کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم
سرانجام به سراغ من آمدند
هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند

   شعری از برتولت برشت 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

تو چه می گویی سهراب

 
تو چه می گویی سهراب
و چه می دانی سهراب
 
بس کن و نگو هیچ و بدان
 
زندگی رسم خوشایندی نیست
بال و پرش وسعت دلتنگی هاست
 
زندگی حس غریبیست که مردم دارند
زندگی نه ،این عادت ماست
 
تو چه می گویی سهراب
و چه می دانی سهراب
 
آب را گل نکنیم ؟
در فرو دست انگار کفتری می کند جان
دست درویش پیر [...]

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

نخست روز

وه از آن مست که با مردم هوشیار چه کرد
………

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments