افلاک که جز غم نفزایند دگر
روسری رقصنده با باد می روی در یاد بر بند رخت…
مائیم که می دویم از پی باد…
یا نمی دویم از پی باد
یا می رویم از یاد…
دیگر پیرهن گلی ات را درار …
به مرو به میو اینقدر دیگر
افلاک که جز غم نفزایند دگر
روسری رقصنده با باد می روی در یاد بر بند رخت…
مائیم که می دویم از پی باد…
یا نمی دویم از پی باد
یا می رویم از یاد…
دیگر پیرهن گلی ات را درار …
به مرو به میو اینقدر دیگر
افلاک که جز غم نفزایند دگر






پلاک ۳۸
کوچه شهید رحمت ا… مومنی
گستره برگهای مو
فرش قرمز برای تمام فصول
شیشه های رنگی اتاقها
راهرو یی تنگ تر از آسمان
و زیرزمینی پر از خاطرات کودکی
برای من
برای تو
برای ما که کاشف بودنش هستیم
عیدانه من زین پس ، چشمهایم را به لرزش دستانش تشنه خواهد کرد
سکوت ، سکوت ، سکوت
تختی تر از تختی رفت
مادر تر از حوا
و [...]